تاتی

قربونت برم مدتی بود عاشق  شدی بودی و هرجا هم میخواستی بری اینو از خودت جدا نمیکردی و انگشت خوشکلتو مینداختی توی سی دی و مواظب بودی تا روی سی دیت خش نیفته و هرچی هم بهت میگفتم خب با جاش بیار تو گوشت نمیرفت که نمیرفت متفکر.هر جا هم میرفتیم سریع میرفتی و کامپیوترشون رو روشن میکردی و با اینا سرگرم بودی کلافه.خلاصه صبح تا شب با اینا خوش بودی .هر کس میخواست بره خرید و بهت میگفت ایلیا چیزی نمیخوای میگفتی فقط تاتیاوه و تو یه هفته همه نرم افزاراشو صاحب شدی و عشق دنیا رو میکردی .

ولی باعرض پوزش چند روزیه که کامپیوتر رو خاموش کردم تا شاید از این اعتیادت کاسته بشههیپنوتیزم(علی رغم همه خوبیهائی که این نرم افزارها داشت) و یخورده چشمای نازت استراحت کنن و بیشتر  بازی و شیطونی کنی ماچ(منو ببخش واسه دروغی که در مورد خرابی کامپیوتر بهت گفتم .واسه سلامتی خودت بود عزیز دلمبغل)

/ 0 نظر / 21 بازدید